استاد شهيدي پر کشيد

 

انا لله و انا اليه راجعون

بزرگمرد فرهنگ و ادب ايران استاد سيد جعفر شهيدي پرکشيد. در حالی که چشمان ما سوگوار قيصر بود پرواز استاد شهيدي غمی بود که روی دوش خمیده ی ما آشیانه کرد. چندي پيش براي او از خداوند طلب شفا کرديم. چند ماه پيش در پستي نوشتم  تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد. اکنون ... 

ديگر حرفي براي گفتن نمانده است. مملکت ما به وجود استاداني چون او تشنه است. بياييد قدر کساني که هستند را بدانيم. سفر به خير استاد ... 

با سلام و آرزوي طول عمر                   که زمانه اين زمان نمي‌دهد 

بعد از پرواز قيصر ديگر حال و هواي به روز کردن نداشتم. عزيزي گفت سکوت را بشکن و حرفی تازه بزن که روحت تازه شود. با غزلي که حال و هواي اين روزهاي مرا دارد آمده‌ام.

بيا مرا ببر از کوچه‌هاي حيراني

مرا که مانده‌ام اينجا در اين پريشاني

مرا رها کن از اين خوابهاي دردآلود

مرا که خسته‌ام از لحظه‌هاي ظلماني

خوش آمدي به غزلخانه‌ي دل تنگم

به شعرخواني اين چشمهاي باراني

چه قدر خسته‌ام از شهرهاي پولادي

و ناتواني اين دستهاي سيماني

دگر نمانده مرا هیچ شور و حال غزل

مرا رها کن از اين لحظه‌هاي زندانی

                                     صبا- ۱۲ دي ۸۶